تبليغاتX
..::شباهنگ::..

« دوستان عزیزم سلام»

امروز یکسال از شروع نوشتن من در "شباهنگ" می گذرده.راستش اصلاْ در حس و حال آپ کردن نبودم حتی واسه سالگرد تولد این وبلاگ که یه زمانی خونه آرامشم بود و بی اندازه ازش خاطره دارم

 تلخ و شیرین

و دوستان خوبی در همین خونه پیدا کردم و با اونها هم خاطره های زیادی دارم باز هم

تلخ و شیرین

 

اما دقیقاْ به خاطر همین دوستان خوبم این سالگرد رو گرفتم

چون بهترین فرصت برای تشکر از این همراه های دوست داشتنیم بود

دوستانی نظیر:

«آرش خوبم»

دوستی بی نظیر و فوق العاده بزرگوار

که لحظات بسیار بسیار شیرین و به یاد موندنی رو با او گذروندم

مشوق همیشگی سرودنم بود و

دلگرمی دهنده تمامی لحظاتی که غصه و تشویش امونم را می برید

الان از اینجا دوره اما همیشه به یادش هستم

و امیدوارم که زودتر برگرده

 

«نازنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن گلم»

یه فرشته مهربون و پاک

که حقیقتاْ مانند یه خواهر بزرگتر همیشه وجود گرمش را در کنارم حس می کردم

کسی که بهم طعم شیرین  اطمینان و اعتماد رو چشاند

و به من نشان داد که فاصله هیچ تأثیری در دوستی های حقیقی نداره

 

«شبــــــــــــنم خوبم»

دختری گرم و دوست داشتنی و با محبت

که عاشق گل هستش

اما نمی دونه که خودش گل واقعیه

 

«مـــــــــــــــــــــــــژگان نازنین»

دوستی قدیمی،زیبا،با ذوق و مهربون، که قلمی شیوا داره

و شعر های زیبایش همیشه سرچشمه احساسات خوب برای من بوده

 

«محمد مهرزاد عزیز»

دوست مهربون و پر جنب و جوش من که آروم و قرار نداره

و به مسائل و مشکلات کشورش اهمیت می دهد و من این را تحسین می کنم

 

«ستایـــــش دوست داشتنی و غمگین من»

دختری با طبعی فوق العاده لطیف و حساس

با ایمانی قوی و اراده ای قوی تر

 

«تیـــــــــام مهربون»

 باهوش،با محبت،متفکر،هنرمند،با احساس،مهندس

کسی که وقتی باهاش آشنا شدم یه ذره امیدوار شدم

که پسر با هوش هم وجود داره

 

«رضا صدیق عزیز»

مهربون و با معرفت و مغرور

ترانه های زیبا و جالبی می سراید

زیادی حرص می خوره

و لحظات کم و بیش خوبی با او داشتم

 

«پریـــــــــای عزیزم»

خواهـــــــــــــــر گـــــل و مهربـــــــــــــــــــون و با محبتـــــــــــــــــــم

دوست زیبـــــــــــا و خوش صــــدا و خوش فکـــــــــر خودم

 

«هانیه مهربونم»

جیگر من،دوست خوب خودم،خونگرم و دوست داشتنی 

 

 

باقی دوستان خوبم:محمد نیکویی(زردشت)، شادی عزیز و مهربون(کوچه)،شادی،دوست با نمکم(دنیای شادی)،امیر عزیز(آبادان پاریس) که همیشه و همه جا کمکم بوده،آرزوی دوست داشتنی(مرگ برگ) و امید دوست داشتنی( اُ مثبت)

از اینکه همیشه همراهم بودید و در لحظات غم و شادی من در کنارم بودید

ازتــــــــــــــــــــــــــون ممنــــــــــــــــــــــــــونم

دوستـــــــــــــــــــــون دارم

 

 shadiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

این هم دوستتون شادی است

گرچه همتون یا خودم رو دیده اید یا عکسمو


موضوع :
| *| دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 18:35 یادگار شادی |

  

chashm hayam 

 

چشم هایم خیال می بافند، دوباره هوای پرواز کرده اند

آن ها که می دانند آسمان را از من گرفته اند دیگر چرا؟

آه...این چشم های سیاه دل گستاخ چرا آرام نمی گیرند؟

چرا باور نمی دارند که علاج درد هایم تنها خواب است نه خواب دیدن؟

خسته ام، از اینکه هر لحظه از نگاهشان می گریزم خسته ام

پیشترها فریب نگاه معصومشان را می خوردم

اما حالا دیگر نگاهشان نه معصوم است نه آشنا

گویی دو بیگانه نگاهم می کنند

شاید من نیز برای آن ها نا آشنام

 

بار گران اندوه بر دلم سنگینی می کند

باید گریست تا آرام گرفت

اما این چشم ها که نمی گریند

مرا اسیر بغض های فرو خورده می کنند

و خود پوشیده می خندند

آه...دیگر بس است

تاب شکنجه آسان است...

نه هنگامی که شکنجه گر جزئی از تو باشد

 

چاره یک چیز است

رها خواهم ساخت خویش را

با دشنه ای که قلبشان را خواهم درید

این نه تدبیر من که سرانجام شومیست

که خود برای خود رقم زدند

روا نبود آنگونه آزار من

 

انگار فکرم را خوانده اند

کنون اشک می ریزند

و من می خندم

اشک می ریزند

می خندم

اشک می ریزند

...


موضوع :
| *| جمعه یازدهم خرداد 1386 و ساعت 23:16 یادگار شادی |